1 شاها به خطای اسب اگر شاه ز زین گردید و جدا گشت، چه افتاد ازین؟
2 حاشا که تو افتی و نیفتد هرگز مانند تو شهسوار در روی زمین
اولین نفری باشید که نظر میدهید ✨
1 باز جانم، هدف تیر کمان ابرویی است که کمان غم عشقش، نه به هر بازویی است
2 دل من، تافته طره مشکین زلفی است جانم آویخته سلسله گیسویی است
1 چشمم از پرتو خورشید رخت، گیرد آب رویت از آتش اندیشه دل یابد تاب
2 چشم مست تو که بر هر طرفی، میافتد بر من افتاد، زمستی و مرا کرد خراب
1 چشمه چشم من از سرو قدت یابد، آب رشته جان من از، شمع رخت دارد، تاب
2 تشنه لب گردد سراپای جهان، گردیدم نیست سرچشمه، به غیر از تو و باقی است، سراب
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به
دیدگاهها **