1 ستی پس پشت پشت بستی بستست پیش پشتی ستی بسی بنشستست
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 پیام داد بمن بنده دوش باد شمال ز حضرت ملک مال بخش دشمن مال
2 که شمر شکر بحضرت رسید و بپسندید خدایگان جهان خسرو خجسته خصال
1 عارضش را جامه پوشیدست نیکویی و فر جامه ای کش ابره از مشکت وز آتش آستر
2 طرفه باشد مشک پیوسته بآتش ماه و سال و آتشی کو مشک را هرگز نسوزد طرفه تر
1 گفتم نشان ده از دهن ای ترک دلستان گفتا ز نیست ، نیست نشان اندرین جهان
2 گفتم که ساعتی ببر من فرونشین گفتا که باد سرد زمانی فرو نشان
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به