1 قاسمم، قاسم انوار، که اسرار ازل نیست پوشیده ز من، خلق چه دانند مرا؟
2 همه دانم، بخدا و همه دانم او را همه دانند که اندر همه دانند مرا
اولین نفری باشید که نظر میدهید ✨
1 «ستة ایام » گفت و «سبع سماوات » «ثم علی العرش استوا» است نهایات
2 حضرت حق را عروش نامتناهیست فاش بگویم عروش جمله ذرات
1 دلم از عشق تو مستست و جان مست جهان مست و زمین مست، آسمان مست
2 همه عالم خرابات تو آمد جهان اندر جهان اندر جهان مست
1 گر دردمند گردد دل، دولتی عظیمست چون دردمند او شد، دل بعد از آن سلیمست
2 در راه عشق و وحدت حیرانی است و حیرت امید در نگنجد، چه جای ترس و بیمست؟
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به
دیدگاهها **