1 پریرخی که سوم حرف نام او عددیست که مال آن عدد او راست اول و ثانی
2 همان عدد را در حرف آخر نامش چنانکه ضرب کنی گرد و حرف گردانی
3 ز نام او شوی آگاه و نام مادر او که جزو آخر نامش شدست نادانی!!
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 منت ایزد را که بعد از طول و عرض و سال و ماه اختر داد استقامت یافت بر گردون و جاه
2 آفتاب نصرت از چرخ ظفر بنمود روی در پناه سایه ی پشت هدی ظل اله
1 حضرت جان پرور دستور شاه ای باستحقاق گیتی را پناه
2 ای براق وهم با ارشاد فکر بر سپهر قدر تو نابرده راه
1 مقصود ترک اول سالک نجات بود گنج نجات زیر طلسم ثبات بود
2 چون قوت ثبات و حیات و نجات یافت بازش بذروه ی درجات التفات بود
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به