1 فلسفی علم جزوی حق را منکر آمد نه علم مطلق را
2 گفت کز اختلاف هر مفهوم ذات حق مختلف شود زعلوم
3 زین سبب کلی است علم خدای خه خه!! ای بی بصیرت خودرای
4 علم کان سابق است بر اشیا کی دگرگون شود ز گردش ما
5 کی مهندس ز گردش بنیاد مختلف گردد ای سقیم نهاد
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ز تو هر فعل که اول گشت صادر بر آن گردی به باری چند قادر
2 به هر باری اگر نفع است اگر ضر شود در نفس تو چیزی مدخر
1 اصول خلق نیک آمد عدالت پس از وی حکمت و عفت شجاعت
2 حکیمی راست گفتار است و کردار کسی کو متصف گردد بدین چار
1 خشوع مومنان جان نماز است از آن معنی که با او دوست راز است
2 اگر از جان و دل با حق به رازی یقین میدان که دایم در نمازی
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به