1 فلسفی علم جزوی حق را منکر آمد نه علم مطلق را
2 گفت کز اختلاف هر مفهوم ذات حق مختلف شود زعلوم
3 زین سبب کلی است علم خدای خه خه!! ای بی بصیرت خودرای
4 علم کان سابق است بر اشیا کی دگرگون شود ز گردش ما
5 کی مهندس ز گردش بنیاد مختلف گردد ای سقیم نهاد
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 حدیث زلف جانان بس دراز است چه میپرسی از او کان جای راز است
2 مپرس از من حدیث زلف پرچین مجنبانید زنجیر مجانین
1 یکی دریاست هستی نطق ساحل صدف حرف و جواهر دانش دل
2 به هر موجی هزاران در شهوار برون ریزد ز نص و نقل و اخبار
1 چو بهتر در زمانه علم و جانست بدان کین علم جان آخر زمان است
2 ز اول تا به آخر هرچه گفتم چو دُر ناسفته بود اکنون بسُفتم
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به