1 نارنج و بنفشه بر طبق نه منقل بگذار در شبستان
2 وان پرده بگوی تا به یک بار زحمت ببرد زپیش مستان
3 غلامان را بگو تا مشک سایند کنیزان را بگو تا عود سوزند
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 جلایر در سواری اوستاد ست به اسب اندازی از رستم زیادست
2 جرید افکن، تقلا زن، سواری است تفنگ اندازی، و نیزه گذاری است
1 امام و پیشوا در خنده افتاد دو لعلش در سخن تابنده افتاد
2 که مقصود تو با انجاح ماضی است ولی عهد ازمحمدشاه راضی است
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به