1 مسلمست که گنجشک نیست چون شهباز ولی علاج ندارد ز پر زدن گنجشگ
2 تفاوتی که بود مشک و پشک را با هم معینست ولیکن گزیر نیست ز پشگ
3 زرشگ اگرچه نباشد چو دانهٔ یاقوت ولی هم از پی بیمار نافعست زرشگ
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 این خط بیخطا که به از نافهٔ ختاست گر مشک چین ز طیب همی خوانمش خطاست
2 دارد ضیای اختر اگرچه سیاهروست دارد بهایگوهر اگرچه شبه نماست
1 دارد اگرچه بر همهکس روزگار دست دارد به پیش دست و دل شهریار دست
2 شاه جهان بهادر دوران حسن شه آنک دارد به خسروان جهان ز افتخار دست
1 قضا چو مسند اقبال در جهان افکند به عزم داوری شاهکامران افکند
2 ابو الشجاع حسن شه که شیر گردون را مهابتش تب و لرز اندر استخوان افکند
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به