1 ای بر عقاب کرده تقدم ثواب را وی بر خطا گزیده طریق صواب را
2 در مستی ار ز بنده خطایی پدید شد مست از خطا نگردد واجب عقاب را
3 گر در گذاری از تو نباشد بسی دریغ امید رستگاری یومالحساب را
4 ور زانکه باز رای ادب کردنی بود نیمی مرا ادب کن و نیمی شراب را
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 دل بیتو به صدهزار زاریست جان در کف صدهزار خواریست
2 در عشق تو ز اشک دیده دل را الحق ز هزار گونه یاریست
1 عشق ترا خرد نباید شمرد عشق بزرگان نبود کار خرد
2 بار تو هرکس نتواند کشید خار تو هر پای نیارد سپرد
1 دردا و دریغا که دل از دست بدادم واندر غم و اندیشه و تیمار فتادم
2 آبی که مرا نزد بزرگان جهان بود خوش خوش همه بر باد غم عشق تو دادم
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به