1 ای کعبه مقصود دل من کویت دور از تو شدم ز مویه همچون مویت
2 اکنون که ز دیدار تو محروم شدم در خواب من آی تا ببینم رویت
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 مهوَّسان ز پی خاطر مهوِّس ما به ذکر دوست مزیّن کنید مجلس ما
2 خیال آن رخ رشک پری و غیرت حور برون نمیرود از سینهٔ مسَوِّس ما
1 نظری سوی به ما کن صنما گاه به گاه کان دو رخساره ببینیم مگر ماه به ماه
2 تا مگر ناله ام از رهگذری گوش کنی می روم ناله کنان بر گذرت راه به راه
1 مپیچ در سر زلفش که سر به سر سوداست مرو به جانب کویش که در به در غوغاست
2 دلا ز عشوه چشمش به گوشه ای بنشین که چشم فتنه کنش دیده ای که عین بلاست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به