1 ای دل ره او می روی اوّل خون شو وآنگاه بیا تات بگویم چون شو
2 زین مشکل اگر برون شوی می جویی بیرون مشو از خود وز خود بیرون شو
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 هر که چون روی تو رویی دارد سر بسر راحت دنیی دارد
2 هر که دارد دهن و زلف و خطت کوثر و سدره و طوبی دارد
1 دلم هر شب از عشق چندان بنالد که از آه او چرخ گردان بنالد
2 ندانم چه بیماریست این که جانم ننالد ز درد و ز درمان بنالد
1 شاید که دل ز عشق قیامت همی کند کش آرزوی آن قد و قامت همی کند
2 ابله کسی که روی ورا دید آشکار وانگه مرا به عشق ملامت همی کند
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به