1 ای دل چو بغمهای جهان درمانم از دیده سرشکهای رنگین رانم
2 خود را چه دهم عشوه یقین میدانم کاندر سر دل بآخر جانم
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 جمال لفظ فزای و کمال معنی گیر به رسم تهنیت عید از آفرین امیر
2 خدایگانی کز قوت خرد دل او بدست طبع نبودست هیچگونه اسیر
1 چهار چیز بدو چیز داد نیز هم او بخلق زهد و امان و بدین صلاح و نظام
1 همیروم بمراد و همی زیم به امان بجاه و دولت و نام خدایگان جهان
2 سر ملوک جهان میر نصر ناصر دین سپاهدار خراسان برادر سلطان
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به