1 ای فاتحه روی تو قرآن مجید چون روی تو دیده مصحف خوب ندید
2 تا گنج خفی عیان شود منشی «کن » بر لوح رخت صورت «الله » کشید
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 سی و دو خط رخت گنج ترا افتتاح ظلمت زلف تو شب، نور جمالت صباح
2 جان و جهان می دهم وصل ترا می خرم بین که چه بیع و شری دید ضمیرم صلاح
1 مطلع انوار زلفت مسکن جان و دل است «رب انزلنی » بیان آن مبارک منزل است
2 گرچه دل در زلف خوبان بستن از دیوانگی است عاشقی کو دل در آن زنجیر بندد عاقل است
1 از تو خوبی طمع مهر و وفا نتوان کرد گله با وصل گل از خار جفا نتوان کرد
2 کرده ام قیمت یک موی تو را هر دو جهان گرچه او را به چنان تحفه بها نتوان کرد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به