1 کس بهره از آن تازه بر و دوش ندارد کاین شاخه گل طاقت آغوش ندارد
2 از عشق نرنجیم و گر مایه رنج است با نیش بسازیم اگر نوش ندارد
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 تو ای بیبها شاخک شمعدانی که بر زلف معشوق من جا گرفتی
2 عجب دارم از کوکب طالع تو که بر فرق خورشید مأوا گرفتی
1 نی افسردهای هنگام گل روید ز خاک من که برخیزد از آن نی نالههای دردناک من
2 مزار من اگر فردوس شادیآفرین باشد به جای لاله و گل خار غم روید ز خاک من
1 یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میان لاله و گل آشیانی داشتم
2 گرد آن شمع طرب میسوختم پروانهوار پای آن سرو روان اشک روانی داشتم
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به