1 برخاست دلم چنانکه در غم بنشست وز شیوهٔ جست و جوی عالم بنشست
2 از درد دلم یکی بگفتم به جهان ذرات جهان جمله به ماتم بنشست
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 آههای آتشینم پردههای شب بسوخت بر دل آمد وز تف دل هم زبان هم لب بسوخت
2 دوش در وقت سحر آهی برآوردم ز دل در زمین آتش فتاد و بر فلک کوکب بسوخت
1 عاشقی و بی نوایی کار ماست کار کار ماست چون او یار ماست
2 تا بود عشقت میان جان ما جان ما در پیش ما ایثار ماست
1 مصطفا گفتست چون آدم بعلم نوح فهم آنگاه ابراهیم حلم
2 باز یحیی زهد و موسی بطش کیست گر نمیدانی شجاع دین علیست
1 ترا در علم معنی راه دادند بدستت پنجهٔ الله دادند
2 ترا از شیر رحمت پروریدند براه چرخ قدرت آوریدند
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به