1 مشک از سر زلف آن صنم می ریزد عنبر ز شبستان ارم می ریزد
2 سر تا قدمش چو سر بسر زیبا هست خوبی ز سرش تا به قدم می ریزد
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ما نیاریم که وصف تو کماهی بکنیم شکر الطاف تو ای لطف الهی بکنیم
2 عذر خواهی قدوم تو گر امکان باشد به دعای سحر و ورد پگاهی بکنیم
1 دلبری دارم که دل در بند زلف و خال اوست عاشقانش را شراب از جام مالامال اوست
2 فتنه آن چشم فتانم که از هر گوشه ای فتنه ای پر شیوه از دنباله دنبال اوست
1 روی تو چشم خیره کند آفتاب را موی تو خون کند جگر مشک ناب را
2 تا ماه در حجاب خجالت فرو رود از آفتاب چهره برافکن نقاب را
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به