1 پشّهای رفت بر درخت چنار گفت خواهم که بر پرم هشدار
2 گفتش آخر کزین نشست چه خاست تا زبرخاستن چه خیزد راست
3 پشهای بیش نیستی به وجود تا که اندیشی از قیام و قعود
4 هیچ از طور خویشتن مگذر فطرت خویش را به جای آور
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 چو بهتر در زمانه علم و جانست بدان کین علم جان آخر زمان است
2 ز اول تا به آخر هرچه گفتم چو دُر ناسفته بود اکنون بسُفتم
1 حدیث زلف جانان بس دراز است چه میپرسی از او کان جای راز است
2 مپرس از من حدیث زلف پرچین مجنبانید زنجیر مجانین
1 یکی دریاست هستی نطق ساحل صدف حرف و جواهر دانش دل
2 به هر موجی هزاران در شهوار برون ریزد ز نص و نقل و اخبار
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به