1 دیدار بدل فروخت نفروخت گران بوسه با جان فرو شد و هست ارزان
2 آری چو چنان ماه بود بازرگان دیدار بدل فروشد و بوسه بجان
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 جمال لفظ فزای و کمال معنی گیر به رسم تهنیت عید از آفرین امیر
2 خدایگانی کز قوت خرد دل او بدست طبع نبودست هیچگونه اسیر
1 همیروم بمراد و همی زیم به امان بجاه و دولت و نام خدایگان جهان
2 سر ملوک جهان میر نصر ناصر دین سپاهدار خراسان برادر سلطان
1 چهار چیز بدو چیز داد نیز هم او بخلق زهد و امان و بدین صلاح و نظام
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به