1 مشّاطه چو حسن دوست آراسته دید مه را ز خجالت رخش کاسته دید
2 گفتا چه کنم ز نور حسنش زین بیش زان رو که فغان ز عشق برخاسته دید
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 مرا به دولت وصل تو گر رساند بخت زهی سعادت و اقبال و این تواند بخت
2 اگر کنی نظری سوی بنده از سر لطف به تخت شادی و کام دلم نشاند بخت
1 ای افتخار نام نبوّت به نام تو افزوده حشمت رسل از احتشام تو
2 تفضیل مکّه بر همه گیتی ز فضل تو تعظیم کعبه از شرف احترام تو
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به