1 بیا متاب ار زلف پرتابت بگیرم مجوش ار جزع پرجوشت ببوسم
2 سفر کردم مگر چون بازگردم به پرسش خوش در آغوشت ببوسم
3 مرا بر دوش خوش بد بار اندوه که چون آیم بر و دوشت ببوسم
4 حدیثی گویمت در گوش نرمک بدان حیلت بناگوشت ببوسم
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 تا شاه نیک عهد سر تخت جم گرفت گیتی ز عهد کسری افسانه کم گرفت
2 از داد پشت ملک سلیمان چو گشت راست روی زمین طراوت باغ ارم گرفت
1 کسی که بر لب لعل تو کامرانی یافت چو خضر تا به ابد عمر جاودانی یافت
2 هر آنکه دید رخت جان آشکارا دید هر آنکه یافت لبت آب زندگانی یافت
1 چو غنچه وقت سحر حلّهپوش میآید نوای بلبل مستم به گوش میآید
2 گل از کرشمهگری سرخروی میگردد چو سرو بسته قبا سبزپوش میآید
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به