1 بی پا و سران دشت خون آشامی مردند ز حسرت و غم ناکامی
2 محنت زدگان وادی شوق ترا هجران کشد و اجل کشد بدنامی
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 گفتی که منم ماه نشابور سرا ای ماه نشابور نشابور ترا
2 آن تو ترا و آن ما نیز ترا با ما بنگویی که خصومت ز چرا
1 گویند دل آیینهٔ آیین عجبست دوری رخ شاهدان خودبین عجبست
2 در آینه روی شاهدان نیست عجب خود شاهد و خود آینهاش این عجبست
1 از چرخ فلک گردش یکسان مطلب وز دور زمانه عدل سلطان مطلب
2 چون روزی پنج در جهان خواهی بود آزار دل هیچ مسلمان مطلب
1 ای دلبر ما مباش بی دل بر ما یک دلبر ما به که دو صد دل بر ما
2 نه دل بر ما نه دلبر اندر بر ما یا دل بر ما فرست یا دلبر ما
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به