1 با من چو بخندید خوش آن در خوشاب بر خنده ز شرم دست را کرد نقاب
2 لعل لب او ز پشت دست پرتاب می تافت چو از جام بلورین مهتاب
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 گر پخته نصیب پختگان است ما سوخته ایم جام در ده
1 رخ و زلف و لب و چشم و خط و خال تو ای دلبر ز من بردند لهو و هوش و صبر و عیش و خواب و خور
2 مرا هست از غم و تیمار و درد و داغ هجرانت به کف باد و به سر خاک و به چشم آب و به دل آذر
1 تا به دل و جان مرا آفت جانان رسید بس که ز جانان به من رنج دل و جان رسید
2 خاک ره از چشم من چشمه خوناب گشت تا به من از باد غم آتش هجران رسید
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به