1 خواجه از بس ممسک و رذل و خسیس افتاده است گر شکست عمر بیند، از شکست نان به است
2 صورت زشتش خبر از معنی او می دهد ظاهری دارد که از وی باطن شیطان به است
3 نفعی از هرکس که بیند، بهتر از فرزند اوست استخوانی در دهان سگ ز صد دندان به است
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 کند به راه تو پامال، آسمان ما را حباب آبله ی پاست موج دریا را
2 هوای کعبه ی کوی تو مضطرب دارد چو خیل مور سراسیمه، ریگ صحرا را
1 چو غنچه نیست نهان از کسی دفینهٔ ما کف گشاده بود همچو گل خزینهٔ ما
2 به هرکجا که به سنگی رسید، همچون موج بغل گشاده دود سویش آبگینهٔ ما
1 دیوانه ایم و وادی عشق است دشت ما آید پیاده گل ز گلستان به گشت ما
2 از کس مپرس آنچه به ما رفته زین محیط از سطرهای موج بخوان سرگذشت ما
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به