1 کُنجی که درو گنج الهی باشد هر چیز کزان گنج بخواهی باشد
2 درویش که درویش بود سلطانست در فقر کمال پادشاهی باشد
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 راحت روح شاهدست و شراب فرح استماع چنگ و رباب
2 ساقیی طرفه تر ز آب زلال مطربی تازه تر ز عیش شباب
1 ساقی بیار از بامداد آن آب آتش رنگ را بر هم زن و در هم شکن هم صلح را هم جنگ را
2 بوّاب خلوت خانه را گویید زنهار ای فلان در مجلس ما آمدن رخصت مده دل تنگ را
1 می بیارید و به می تازه کنید ایمان را غم جنّات و جهنم نبود رندان را
2 ترک خود گیر که با خود به مکانی نرسی که در آن کوی مجالی نبود رضوان را
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به