1 کاتبی کز نقطهای بیجا گهش خوب شکل چوب گیرد نیک ننگ
2 باید آن ننگ خلائق را شکست هم به چوب انگشتها هم سر به سنگ
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 حسنی که دیده دید دل آنسوی مایل است فریاد دل ز دیده و آه من از دل است
2 خواهم که آتش افتد از آن چهره در نقاب گو از چه رو بچشمم ازان روی حایل است
1 تو خوب و خلق تو خوب و تکلمت هم خوب نبرده چون تو بخوبی کسی به عالم خوب
2 به حسن به ز پری آدمی گری برتر نگشته مثل تو پیدا ز نسل آدم خوب
1 خیال مغبچگان تا درون جان من است بکوی دیر مغان ناله و فغان من است
2 کمند زلف بتی این که ساختم زنار درون دیر بهر بزم داستان من است
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به