1 جانا به کمال صورتیای در حسن و جمال آیتیای
2 وصف رخ تو چگونه گویم میدان که به رخ قیامتیای
3 با وصل تو ملک جم نخواهم زیرا که تو به ز ملکتیای
4 انصاف اگر دهیم جانا آراسته خوب صورتیای
5 گفتی که تراام انوری باش لیکن چه کنم که ساعتیای
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 دل بیتو به صدهزار زاریست جان در کف صدهزار خواریست
2 در عشق تو ز اشک دیده دل را الحق ز هزار گونه یاریست
1 دردا و دریغا که دل از دست بدادم واندر غم و اندیشه و تیمار فتادم
2 آبی که مرا نزد بزرگان جهان بود خوش خوش همه بر باد غم عشق تو دادم
1 عشق ترا خرد نباید شمرد عشق بزرگان نبود کار خرد
2 بار تو هرکس نتواند کشید خار تو هر پای نیارد سپرد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به