1 پیوسته من از سپید مویی حجام بروت کنده باشم
2 تا می بکنم سپید مویی ده موی سیاه کنده باشم
3 با ریش چنین که من برآرم سخت از در ریش خنده باشم
4 با موی خودم چو برنیایم با چرخ کجا بسنده باشم
5 وین قصه به دوستان رسانم گر بگذارند زنده باشم
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ای خواجه دل تو شادمان باد جان تو همیشه در امان باد
2 این رای سفر که یش داری بر تو به خوشی چو بوستان باد
1 از پس من غمست و پیش غم است ز بر من نمست و زیر نم است
2 این دل بسته خسته درد است وین تن خسته بسته الم است
1 دریغا جوانی و آن روزگار که از رنج پیری تن آگه نبود
2 نشاط من از عیش کمتر نشد امید من از عمر کوته نبود
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به