1 مرا تا کی فلک رنجور دارد ز روی دلبرم مهجور دارد
2 به یک باده که با معشوق خوردم همه عمرم در آن مخمور دارد
3 ندانم تا فلک را زین غرض چیست که بیجرمی مرا رنجور دارد
4 دو دست خود به خون دل گشادست مگر بر خون من منشور دارد
اولین نفری باشید که نظر میدهید ✨
1 تا رنگ مهر از رخ روشن گرفتهام بیرنگ او ببین که چه شیون گرفتهام
2 دریای من غذای دل تنگ من شدست دریای کشتیی که به سوزن گرفتهام
1 عشق تو از ملک جهان خوشترست رنج تو از راحت جان خوشترست
2 خوشترم آن نیست که دل بردهای دل در جان میزند آن خوشترست
1 عشق تو دل را نکو پیرایهایست دیده را دیدار تو سرمایهایست
2 تیر مژگان ترا خون ریختن در طریق عشق کمتر پایهایست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به
دیدگاهها **