1 گشاده دارد بر زایرش دوازده چیز بدان صفت که نماند بجز بیک دیگر
2 دلش چو دستش و عشرت چو طبع و رای چو روی عمل چو قول و زبان چون هنر و بدره چو زر
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 آفاق بپای آه ما فرسنگیست وز آتش ما سپهر دود آهنگیست
2 در پای امید ماست هر جا خاریست بر شیشۀ عمر ماست هرجا سنگیست
1 بایسته یمین دول آن قاعدۀ ملک شایسته امین ملل آن خسرو دنیا
1 چیست آن آبی چو آتش و آهنی چون پرنیان بیروان تن پیکری پاکیزه چون بی تن روان
2 گر بجنبانیش آبست ، ار بلرزانی درخش ور بیندازیش تیرست ، ار بدو یازی کمان
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به