1 نیست مانی ابر پس چون باغ ازو ارتنگ شد نیست آزر باد پس چون باغ ازو شد پرنگار
2 چون درخت گل که هر چند ابر نوروزش همی بیشتر شوید مر او را بیشتر گردد نگار
3 پیش ازین از گل گلاب آمد همی و اکنون نگر کز گلاب آید همی گل ، نادرست این روزگار
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 آفاق بپای آه ما فرسنگیست وز آتش ما سپهر دود آهنگیست
2 در پای امید ماست هر جا خاریست بر شیشۀ عمر ماست هرجا سنگیست
1 چیست آن آبی چو آتش و آهنی چون پرنیان بیروان تن پیکری پاکیزه چون بی تن روان
2 گر بجنبانیش آبست ، ار بلرزانی درخش ور بیندازیش تیرست ، ار بدو یازی کمان
1 بایسته یمین دول آن قاعدۀ ملک شایسته امین ملل آن خسرو دنیا
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به