1 از رضا خود نیست بهتر منزلی گوی این بیامد هر دلی
2 اختیار خود بنه باری نخست پس رضا اندر میان بربند چست
3 تا تو از علم حقیقی غافلی از چنین دار الأدب بیحاصلی
4 چون نۀ فارغ زاندوه جهان کی شوی دانای این حرف نهان
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 شوق شهباز محبت را پرست در حریم انس جان را رهبر است
2 شوق دار و خانه اهل بلاست کلبه پر نور مستان خداست
1 نفس تست آلوده حرص و هوا رو طهارت کن بدریای فنا
2 پس بشوی از هر دو عالم دست و روی تا شوی شایسته این گفتگوی
1 هرکه بر نطع محبت راه یافت همچو فرزین دستبوس شاه یافت
2 مایه داری کاین گهر را معدنست آب حیوانش بزیر دامنست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به