1 از رضا خود نیست بهتر منزلی گوی این بیامد هر دلی
2 اختیار خود بنه باری نخست پس رضا اندر میان بربند چست
3 تا تو از علم حقیقی غافلی از چنین دار الأدب بیحاصلی
4 چون نۀ فارغ زاندوه جهان کی شوی دانای این حرف نهان
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 تا تو باشی بسته هر بیم و تاب روزه داری صرفه نان است و آب
2 ای تهی کرده شکم از غافلی دل تهی کن این بود الصوم لی
1 ای اسیر خود حجاب خود توئی پاک باید دامن از گرد دوئی
2 جان چو پروانه بروی شمع ب اش آنگهی در بزم وحدت جمع باش
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به