1 ای رخت رشک آفتاب شده آفتاب از رخت به تاب شده
2 آفتابیست آن دو عارض تو زلف تو پیش او نقاب شده
3 زود بینم ز تیر غمزهٔ تو عالمی سر بسر خراب شده
4 گرچه هست ای پریوش مهرو بتگری را رخت مب شده
5 هست بر آتش غم هجرت جگر انوری کباب شده
اولین نفری باشید که نظر میدهید ✨
1 روی تو آرام دلها میبرد زلف تو زنهار جانها میخورد
2 تا برآمد فتنهٔ زلف و رخت عافیت را کس به کس مینشمرد
1 بیمهر جمال تو دلی نیست بیمهر هوای تو گلی نیست
2 بگذشت زمانه وز تو کس را جز عمر گذشته حاصلی نیست
1 عشق تو بیروی تو درد دلیست مشکل عشق تو مشکل مشکلیست
2 بیتو در هر خانه دستی بر سریست وز تو در هر کوی پایی در گلیست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به
دیدگاهها **