1 این نفس کم انگاشته آید آخر تا چند سرافراشته آید آخر
2 ای بس که فرو داشتهام این سگ را تا بوکه فرو داشته آید آخر
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 در راه تو مردانند از خویش نهان مانده بی جسم و جهت گشته بی نام و نشان مانده
2 در قبهٔ متواری لایعرفهم غیری محبوب ازل بوده محجوب جهان مانده
1 ز خود بگذر که مائی عین مائی که از دیدار خود ما مینمائی
2 زخود بگذر جهان جان نظر کن از این گفتار کل خود را خبر کن
1 ای شکر خوشهچین گفتارت سرو آزاد کرد رفتارت
2 بس که طوطی جان بزد پر و بال ز اشتیاق لب شکر بارت
1 ترا در علم معنی راه دادند بدستت پنجهٔ الله دادند
2 ترا از شیر رحمت پروریدند براه چرخ قدرت آوریدند
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به