1 تخمی است خرد، که جان از او رُست و روان بار و بر و برگش آخشیج و حیوان
2 از تخم غرض بَر است و بَر هَست همان آباد بر آن بَر که ز تخم است نشان
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ای از تو همیشه کار پندار به برگ در گوش تو هر زمان همی گوید مرگ
2 کای برشده بر هوا، ز گرمی چو بخار باز آی به خاک سرد گشته چو تگرگ
1 کوتاه کنم قصه که بس مشکل بود آرندهٔ نامه هم بس مستعجل بود
2 پروای نوشتن بسی نیز نداشت دستم که گهی بر سر و گر بر دل بود
1 من من نی ام، آن کس که منم، گوی که کیست؟ خاموش منم، در دهنم گوی که کیست
2 سر تا قدمم نیست به جز پیرهنی آن کس که منش پیرهنم، گوی که کیست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به