1 هست بعد از حیات علم و شعور علمی از سبق جهل و فکرت دور
2 متعلق به جمله کلیات متجاوز ازان به جزئیات
3 ذره ای نیست در مکین و مکان که نه علمش بود محیط به آن
4 عدد ریگ در بیابان ها عدد برگ ها به بستان ها
5 همه نزدیک او بود ظاهر همه در علم او بود حاضر
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 پاره دوزی بود در اقصای ری مطمئن بر پاره دوزی رای وی
2 با خمیده پشتی از بار عیال داشت مشتی طفلکان خردسال
1 ضعف پیری قوت طبعم شکست راه فکرت بر ضمیر من ببست
2 در دلم فهم سخندانی نماند بر لبم حرف سخنرانی نماند
1 روزی از روزها کلیم خدا که زدی گام در حریم وفا
2 در شبانی به ره نهاد قدم بره ای کرد ناگه از رمه رم
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به