1 بجای هیچکس اندر زمانه بد نکنم اگر هزار بد آید ازو فرا پیشم
2 روم بحضرت داد ار خود نیاز برم بجز دعا نرود هیچ تیر از کیشم
3 دعا کنم که مرا از بدیش ایمن دار نه آن کنم که بجای بدی بد اندیشم
4 خدای هست گواه من اندرین حالت غرض دعای ویم نیست داعی خویشم
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 یکچند بکام دلم ایام زمان داد تا عاقبتم قبله اقبال نشان داد
2 المنه لله که مرا درگه پیری لطف ازلی بار دگر بخت جوان داد
1 دوش این سیمرغ زرین بال یعنی آفتاب گشت در مغرب نهان حتی توارت بالحجاب
2 از شفق شد چرخ مینا گون عقیق افشان چنانک خنجر کیخسرو از خون دل افراسیاب
1 آنکه دست و دل او مظهر جود و کرم است وانکه در داد و دهش صد چو فریدون و جم است
2 قدوه و قبله شاهان جهان خواجه علی یاور ملک عرب داور ملک عجم است
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به