1 در عشق تو جان بوالهوس می میرد چون شعله ز انبوهی خس می میرد
2 روزی که دلم به طره بستی، گفتم کاین مرغ آخر در این قفس می میرد
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 من من نی ام، آن کس که منم، گوی که کیست؟ خاموش منم، در دهنم گوی که کیست
2 سر تا قدمم نیست به جز پیرهنی آن کس که منش پیرهنم، گوی که کیست
1 ای از تو همیشه کار پندار به برگ در گوش تو هر زمان همی گوید مرگ
2 کای برشده بر هوا، ز گرمی چو بخار باز آی به خاک سرد گشته چو تگرگ
1 کوتاه کنم قصه که بس مشکل بود آرندهٔ نامه هم بس مستعجل بود
2 پروای نوشتن بسی نیز نداشت دستم که گهی بر سر و گر بر دل بود
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به