1 در خانه تو مزاج مرزنگوش است وز خط تو افتاب کحلی پوش است
2 گویی که دواتت ظلماتست کزو خضر قلم ترا دهان پر نوش است
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ای ملک طراوت به تو زیبنده ولایق روی تو و گلبرگ طری هر دو مطابق
2 از طرّه ی تو بوی برد عنبر سارا وز چهره ی تو رنگ برد برگ شقایق
1 آن سرو ناز کو که ببوسیم پای او روشن کنیم دیده به خاک سرای او
2 او سر زناز خویش نیارد بما فرود ما چون بنفشه سر بنهاده به پای او
1 رخ زرد از آن روی شویم به اشک که تا آبرویی بجویم به اشک
2 از آن مرد خواهم بر آن خاک کوی که باشد کند شستو شویم به اشک
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به