1 در جهان تا کریم و مکرم بود از مدیحم تهی نبود دهان
2 دهن من تهی از آن مانده ست کز کریمان تهی شده ست جهان
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 روی زرینم از اندیشه سیمین بر او چه کنم دیده اگر باز نبینم بر او
2 روی او تازه گل پر بر و رخسار مرا نکند تازه مگر تازه گل پر بر او
1 بر روی آفتاب تو آن زلف تابدار ز آسیب باد سلسله گشته است آب وار
2 رخسار آبدار تو را رنگ آتش است زان رنگ دود داد بدان زلف تا بدار
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به