1 ای بیخبر از محنت روزافزونم دانم که ندانی از جدایی چونم
2 باز آی که سرگشتهتر از فرهادم دریاب که دیوانهتر از مجنونم
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 نسیم عشق ز کوی هوس نمیآید چرا که بوی گل از خار و خس نمیآید
2 ز نارسایی فریاد آتشین فریاد که سوخت سینه و فریادرس نمیآید
1 شب این سر گیسوی ندارد که تو داری آغوش گل این بوی ندارد که تو داری
2 نرگس که فریبد دل صاحبنظران را این چشم سخنگوی ندارد که تو داری
1 من کیستم ز مردم دنیا رمیدهای چون کوهسار پای به دامن کشیدهای
2 از سوز دل چو خرمن آتش گرفتهای وز اشک غم چو کشتی طوفان رسیدهای
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به