1 من به بیداری شبهای غمت معروفم بصفات سگ کویت صنما موصوفم
2 نیست محروم تر از وصل تو کس چون من زار گرچه در عشق تو اندر همه جا معروفم
3 بامیدی که دم قتل ببینم رویت جان بکف منتظر از کشتن خود مشعوفم
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 کاروان گم کرده امشب زاشک مجنون پی در آب ترسم ای لیلی کزین طوفان شود گم حی در آب
2 عکس جام و ساقی و می شد عیان در آب صاف میتوانی جست ای مخمور مفلس پی در آب
1 نمیدانم چه افغانست در گلشن هزاران را که غیر از رنگ و بویی نیست ایام بهاران را
2 چو گل هر ساعتی در دست گلچینی به گلزاری دلا سنجیدی و دیدی وفای گلعذاران را
1 یار از ما کناره کرد امشب رشته مهر پاره کرد امشب
2 ماه من رخ نهفته و زهجران دامنم پرستاره کرد امشب
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به