1 ای دل مخور اندیشه فردا بیشی نزدیک مشو به غم ز دوراندیشی
2 با عقل مگیر تا توانی خویشی کز لهو ترا عقل دهد درویشی
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ای بار خدایا که جهان چون تو ندید است نام تو رسید است به جائی که رسید است
2 کردار تو در جسم جوانمردی جان ست دیدار تو در چشم خردمندی دید است
1 ساقیا جام دل افروز بیار فتح شه یاد کن و می بگسار
2 فتح قنوج که شمشیرش کرد اندرین فتح شه آورد شکار
1 ای ملک را جمال تو افزوده کار و بار مسعود بیخ و شاخ تو مسعود برگ و بار
2 فرسوده زیر پایه قدر تو آسمان آسوده زیر سایه چتر تو روزگار
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به