1 ای دل مشو از حال که از حال نگردد در گردش احوال زمانه دل مردان
2 حالی که همی از فلک گردان زاید ساکن نبود بل چو فلک باشد گردان
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ای خجل با روی و زلفت روز و شب مانده ام با روی و زلفت در عجب
2 رویت از روز است یا روز از رخت شب ز زلف توست یا زلفت ز شب
1 نوبهار بدیع بی همتا همتی بذل کرد بر صحرا
2 تا به تاثیر بذل و همت او گشت صحرا بدیع و بی همتا
1 جهان جوان شد از این نوبهار تازه جوان بدین جوان نگر و تازه دار جان و روان
2 اگر ز برف سر کوه بود چون سر پیر زعکس لاله سر پیر شد چو روی جوان
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به