-
لایک
-
ذخیره
- شاعر
- عکس نوشته
- ثبت کامنت
- دیگر شعرها
1 سوی صحرای جنون میبرم این سودا تا زاندیشه مجنون ببرم لیلا را
2 تنگ شد سینه در این بادیه فریادکنان چون جرس عیب مکن گر بکشم غوغا را
3 کثرتم کشت بده آن می وحدت ساقی که یکی بیش نه بینم همه تنها را
4 ملک ویران دلم میل بمعموری کرد ترک یغمائی من ترک مکن یغما را
5 حاجی ار بادیه کعبه بسر می پوید با تو ای خار مغیلان چه محل دیبا را
6 شکر وصل تو از زهز کند شهد بکام صبر در هجر تو حنظل کندم حلوا را
7 فرو شوکت بدو جود در سفر عشق که سوخت برق او شهپر جبریل فلک فرسا را
8 نیست اندر حرم عشق کسی نفس لیلی است که او وصف کند لیلا را
9 اگر آشفته ند مدحت حیدر چه عجب منع از پرتو خورشید مکن حربا را