1 خورشید رخا وصل تو جویم همه روز چون سایه از آن در تک و پویم همه روز
2 از بس که دعای وصل گویم همه روز بر خاک بود چو سایه رویم همه روز
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 وصف تو چو سرکشان بکردند از هر هنرت یکی شمردند
2 صد یک ز تو چون همه نبودند امروز همه ز تو بدردند
1 تا بقا مایه نما باشد ثقت الملک را بقا باشد
2 طاهر آن آفتاب کز نورش آفتاب فلک سها باشد
1 تا در جهان مکین و مکان باشد بهرامشاه شاه جهان باشد
2 شاه شهاب تیر که دستش را قوس قزح سزد که کمان باشد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به