1 جهانی منم بی نصیب از جهان ز روی مثابت ز رای مصیب
2 که را داری اندر جهان جز مرا جهانی ز مال جهان بی نصیب
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 بسته است رنگ روی مرا بر میان خویش کرده سرشک چشم مرا در دهان خویش
2 گر بر میان ستم کند از بستن کمر بر من همان کند که کند بر میان خویش
1 دولت سلطان ما فرمان یزدان آمده ست هر چه سلطان خواست زین دولت همه آن آمده ست
2 هر زمان یزدانش عز نو دهد در مملکت تا سر تیغش معز دین یزدان آمده ست
1 ای با تو دلم همه وفا کرده با من دل تو همه جفا کرده
2 نه عهده عاشقی به سر برده نه وعده مردمی وفا کرده
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به