1 بگویم با تو سر سینهٔ خویش بپردازم غم دیرینهٔ خویش
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ای زیر زلف عنبرین پوشیده مشکین خال را ای زیر زلف عنبرین پوشیده مشکین خال را
2 باری گر از درد تو من زاری کنم، عذرم بنه چون بار مستولی شود مسکین کند حمال را
1 به خرابات گرو شد سر و دستار مرا طلبم کن ز خرابات و به دست آر مرا
2 بفغانند مغان از من و از زاری من شاید از پیر مغان هم ندهد بار مرا
1 باز کی بینم رخ آن ماه مهر افروز را؟ گل رخ سیمین بر دل دزد عاشق سوز را؟
2 دولت پیروز اگر بنشاندش بار دگر در بر من، شکر گویم دولت پیروز را
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به