1 دائم ز ولایت ولی خواهم گفت چون روح قدس نادعلی خواهم گفت
2 تا رفع شود غمی که برجان منست کُلُّ هَمٍّ سینجلی خواهم گفت
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 بیا و معنی اسرار ما مشاهده کن حیات جان ز لب یار ما مشاهده کن
2 طریق بنده نوازی و رسم دلداری گرت دلیست ز دلدار ما مشاهده کن
1 ای اهل درد را ز تو هر دم غمی دگر نیش غم تو بر دل ما مرهمی دگر
2 درکوی تو که درگه اهل سعادتست از آب چشم اهل صفا زمزمی دگر
1 به وقت گل چو به کف برنهی شراب رحیق بنوش جام مروّق به یاد لعل رفیق
2 بیار ساقی گلرخ می خمار شکن به بوی مشک و صفای گلاب و رنگ عقیق
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به