1 مدّتی تا ز غمت گرد جهان می گردم عاشقم گرد در لاله رخان می گردم
2 به خیال شب وصل تو نگارا تا روز بر سر کوی غمت نعره زنان می گردم
3 دلبرا در چمن حسن تو همچون سوسن من به مدح رخ تو جمله زبان می گردم
4 مشکنم دل که به میدان فراقت هر دم همچو گوی از غم چوگانت به جان می گردم
5 گفتمش روی مپوشان صنما از ما گفت من پری زادم از آن از تو نهان می گردم
6 همه آنست ترا حسن و مرا عشق اینست لاجرم ای دل و جان در پی آن می گردم
7 گرچه پیرست جهان لیک به الطاف خدا باز از دولت وصل تو جوان می گردم
دیدگاهها **