1 جاهل از بهر که و هیزم و بهر علفست نه بدان پایه که بر صدر بزر کیش برند
2 عالم ار لنگ و کرو کور بود محترم است جاهلانرا چو فرو مرد جوارح بمرند
3 پای گاو است نگهبان سر گاو بکار پا چو بشکست بناچار سرش را ببرند
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 آنکه دست و دل او مظهر جود و کرم است وانکه در داد و دهش صد چو فریدون و جم است
2 قدوه و قبله شاهان جهان خواجه علی یاور ملک عرب داور ملک عجم است
1 یکچند بکام دلم ایام زمان داد تا عاقبتم قبله اقبال نشان داد
2 المنه لله که مرا درگه پیری لطف ازلی بار دگر بخت جوان داد
1 دوش این سیمرغ زرین بال یعنی آفتاب گشت در مغرب نهان حتی توارت بالحجاب
2 از شفق شد چرخ مینا گون عقیق افشان چنانک خنجر کیخسرو از خون دل افراسیاب
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به